" دبــیر اســــتثــنایی " (سروده ای از آرش ابراهیم خانلو)
علامه طباطبایی واحد آبشناسان ا
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تو هم چون ستاره ای بین دبیران * دهی درست را به زیبایی داستان
تو هستی هم چو رفیقی پایدار * کنی با ما رفتاری سازگار
بداری در دلت اخلاقی نیکو * نکردی با کسی رفتاری کمسو
کنی تصحیح برگه هامان * می بندی چشمت بروی غلطهامان
در جمع دبیران طرفدار ما هستی * که دانیم تو بهترینی در این هستی
نداریم ترس و لرزی درکلاست * چو بودیم خوش و هوشیار در کلاست
نذاری بیفتد ذره ای ز قلم * چو گویی که استاد این درس منم
بگیری آزمون زما هر روز * که تصحیح بکردی همان روز
ببودی با ما بسیار خندان * گرچه بودی در درس جدی و ترسان
گرکسی گوید تو را اشکال خویش * گوش بکردی با دل و جان خویش
بکردیم دعایت در ترم آخر * بی نیازیم زهر گونه جزوه و دفتر
بداشتی برای درست زمانی اندک * به مانند طنابی به زیر فندک
نداشتیم ترسی ز ماندن درس * ز خوبیت ز یاد برده ایم ترس
هر چه گویم ز تو اندک است * ندارم امیدی که این تعریف بس است![]()
